ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
179
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
نمىشد حتى سلطان ملكشاه سلجوقى با تمام امكانات و زيادى قدرتش به غزنه چشم طمع ندوخت و هر وقت به فكر تسخير آن مىافتاد نظام - الملك او را از اين فكر منصرف ميساخت . اما ارسلان شاه وقتى شكست خورد به هندوستان رفت و ياران خود را جمع كرد و نيروى تازهاى يافت و همين كه سنجر به خراسان برگشت ، او متوجه غزنه شد . وقتى بهرامشاه از قصد برادرش آگاه شد از غزنه به باميان رفت و رسولى به خدمت سلطان سنجر اعزام داشت و جريان را برايش شرح داد . سنجر نيز قشونى براى او فرستاد . ارسلانشاه در غزنه مدت يك ماه ماند و به جستجوى برادر خود ، بهرامشاه ، پرداخت . و وقتى خبر حركت قشون سلطان سنجر را شنيد ، بدون جنگ ، فرار را برقرار ترجيح داد زيرا ميدانست كه سپاهيانش چه ترسى از قدرت سلطان سنجر دارند . او به جبال اوغنان رفت و بهرامشاه و قشون سنجر او را دنبال كردند و شهرهايى را كه او در آنها بود ويران ساختند و به اهالى هر شهر پيام فرستادند و تهديدشان كردند . تا بالاخره مردم كه كار را سخت ديدند ، او را گرفتند و تسليم نمودند . سردار سپاه سلطان سنجر او را تحويل گرفت و مىخواست او را به نزد ولىنعمت خود ببرد ولى بهرامشاه از اين كار انديشناك شد و ترسيد كه او بازبگريزد و بار ديگر اسباب زحمتش را فراهم آورد . . . لذا به سردار سپاه سنجر مال فراوان بخشيد و برادر خود را از او گرفت و خفه كرد و در آرامگاه پدرش در غزنه مدفون ساخت .